تبليغاتX
only perspolis
only perspolis



پرسپولیس 2 - 2 راه آهن

دیشب با کلی ذوق و شوق منتظر بازی پرسپولیس بودم. فکر می کردم بازی ساعت شیش و نیمه. ولی وقتی اومدم تو سایت پرسپولیس نگاه کردم، دیدم شده هفت و نیم.

ساعت هفت و نیم شد و بازی شروع شد. سرخ پوشا ۴۵ دقیقه حمله کردند ولی هیچ کدوم کارساز نبود. سه تا از توپ ها رو کریم باقری به طرف دروازه راه آهن زد. ولی پرسپولیس خیلی بدشانس تر از این حرفا بود. دقایق پایانی نیمه اول بود که بازیکن راه آهن با یه ضربه موفق به باز کردن دروازه پرسپولیس شد. اون لحظه بود که چهره ی من دقیقا این شکلی شد: و بعد هم این شکلی : .

چهره ی داداشم هم این شکلی شد:  یعنی داداش دقیقا داشت رو اعصاب من راه می رفت.

نیمه ی اول تموم شد و بابا گفت نادی TV رو بزن اخبار. منم گفتم باشه ولی فقط یه ربع.

بابا هم گفت باشه حالا بزنش.

منم قبول کردم و TV رو زدم اخبار. یه ربع بعد هر چی به بابا و داداش گفتم بزنین فوتبال بابا که هی می گفت باشه بذار بعد از این خبر. داداش هم پرسپولیس رو فحش میداد. منم دیگه ناراحت هیچی نگفتم.

بعد ۵ دقیقه بابا پا شد رفت حیاط. منم از فرصت استفاده کردم و تلویزیون رو زدم فوتبال. یهو دیدم که ای بابا این که شده یک یک. کی گل زد ؟ چطور شد ؟

که بعد فهمیدم کریم باقری فک کنم پنالتی زده. اون لحظه دقیقا این شکلی شدم:. و همینطور که خوشحالی میکردم قربون صدقه ی کریم باقری می رفتم.

خلاصه بابا و داداش هم وقتی دیدن پرسپولیس گل زد دیگه خیلی گیر ندادن. یکم که از بازی گذشت دوباره سر یه خطای میثاق داور یه پنالتی برای راه آهن گرفت و این پنالتی هم گل شد و شدیم دو ، یک. بعد بابا و مامی که مهمونی دعوت داشتن، پا شدن رفتن. من موندم و داداش و آبجی. البته آبجی تو آشپزخونه بود. داداش کوچیکه ام هم تو پارکینگ داشت موتورشو درست میکرد.  پس من موندم و داداش بزرگم.

دقیقه ی ۸۱ بود که داداش کنترل رو گرفت و شبکه رو عوض کرد. منم هر چی گفتم داداش جون جدت فقط ۹ دقیقه مونده بذار نگاه کنم، نذاشت. ( چقدر به من ظلم میشه !!!!!) گفت : دیگه دو بر یک باختین بیخود خودتو اذیت نکن . منم رفتم تو اتاق و از ردیو گوش دادم . تقریبا تا دقیقه ی ۹۲. بعد از اون دیگه باورم شد که باختیم. واسه همین رادیو رو خاموش کردم. بعد ۱۰ دقیقه باز دلم آروم نگرفت. ( چیکار کنم دیگه درگیرش شدم ) پا شدم رادیو رو روشن کردم ولی فوتبال دیگه تموم شده بود و من نفهمیدم نتیجه چی شد. کارت اینترنت هم نداشتم که بیام از تو سایت نگاه کنم. رفتم با هزار خواهش و التماس از آبجی کارت بگیرم. گفت: واسه چیته ؟؟؟ گفتم : می خوام ببینم بازی چند چند شده؟؟؟ . گفت : دو دو مساوی. گفتم : دروغ نگو . تو از کجا میدونی ؟؟؟ تو که بازی رو ندیدی. گفت : وقتی رفتم اتاق یهو صدای پسر همسایه رو شنیدم که داد زد : گـــــــــــــــــــــل. خب حتما پرسپولیس گل زده که اون اینطور داد و هوار راه انداخت. گفتم خب حتما اون استقلالیه و شاید پرسپولیس گل خورده و اونم خوشحال شده. گفت : دیگه من نمیدونم فقط میدونم یکی گل زد.

اینو گفت و یکم قانع شدم ولی باز ازش کارت گرفتم و قول دادم که ۵ دقیقه ای میرم و زود میام. اونم قبول کرد. اومدم و فورا سایت پرسپولیس رو باز کردم. ولی هیچی ننوشته بود. خلاصه تا ساعت ۲ شب نشستم تا شاید در راه خدا تلویزیون یه اخبار ورزشی ای ، چیزی بده که نتیجه رو بفهمم. ساعت 2 بود که بالاخره یه اخبار ورزشی دیدم. وقتی دیدم محمد پروین پاس گل رو داده نمی دونستم از خوشحالی چیکار کنم. نه میشد داد بزنم نه بپرم هوا. آخه همه خواب بودن. منم دهنم یه متر باز میشد ولی هیچ صدایی ازش بیرون نمی اومد.

هرچند که خیلی نتیجه ی قابل قبولی تو آزادی نبود ولی از باخت خیلی بهتر بود.

 

خصوصا با این ماجراهایی که واستون گفتم و نمی ذاشتن نگاه کنم. برای من که خیلی خوب بود. آخه درکل تو خونه ی ما، من و بابا فقط پرسپولیسی هستیم. بابا هم خیلی تو این ماجراها نیست. ولی هر وقت پرسپولیس بازی داشته باشه، نگاه میکنه. مامی و آبجی و داداش کوچیک هم که کلا از مرحله ی فوتبال پرتن. داداش بزرگه هم که چپ میره، راست میاد میگه: بارسلونا.

یعنی فقط من خیلی تعصب پرسپولیسی دارم. ببین دیگه چقدر که با سوپری محله مون هم کل کل می کنم. آخه یه روز داشتم میرفتم تو مغازش که دیدم سر در مغازش یه پوستر استقلال زده. منم عصبی رفتم تو و گفتم: آقا صادق خداییش این چیه زدی اون بالا.

آقا صادق : چی رو میگی ؟

من : اون پوستر .

آقا صادق : نمی خوای بگی که پرسپولیسی هستی ؟؟؟

من : دقیقا همینو می خوام بگم.

آقا صادق : پرسپولیسم شد تیم آخه ؟؟؟

من عصبانی : هر چی هست از اس  تق لال بهتره. زود بیارش پایین.

آقا صادق : باشه فردا برش می دارم.

من : همین الان !!!!

آقا صادق : خیلی خب بابا فردا برش میدارم. الان مشتری هست.

من : باشه من فردا میام نباشه ها !!!!

آقا صادق : باشه !!!

فرداش که رفتم دیدم پوستر رو پایین آورده.


تصمیم گرفتم دو تا تغییر تو وبم ایجاد کنم.

۱- از این به بعد به غیر از پرسپولیس در مورد موضوع های دیگه هم تو وبم می نویسم.

۲- آپ های پرسپولیسی هم فقط در صورتی هست که پرسپولیس برنده باشه. نه مساوی و نه باخت!!

یعنی اگه تا یه سال هم پرسپولیس فقط ببازه منم تا یه سال آپ پرسپولیسی نمی کنم.

حرفام تموم شد. دیگه بای .

مرسی که این بار هم دری وری هامو خوندین.

نظر فراموش نشه.

سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 |

 

سلام به بروبچ گل و پرسپولیسی...........

خوبین ؟ خوشین ؟ چه خبرا ؟

دلم واستون شده بود یه ذره. این بود که گفتم بیام و هم یه آپی کرده باشم هم یه احوالی از شما بپرسم و هم یه خبر بهتون بدم.

در مورد پرسپولیس که حرفی واسه گفتن ندارم. فقط واسشون آرزوهای خوب می کنم. چون هم سرمربی خوب و هم بازیکنای خوبی داریم. ایمان به قهرمانی هم داریم.

حالا در  مورد خبری که واستون داشتم. اگه یه نیم نگاهی به لیست لینکام کنید. دوتا لینک می بینید که هر دوش مال سیناس. یکیش sina-sport و اون یکی هم photo  هست. من با سینا تو وبلاگ sina-sportهمکار شدم و اونجا با هم می نویسیم. خواستم بهتون بگم که اگه یه موقع راهتون اونورا افتاد ما رو از نظراتون دریغ نکنین. اینم آدرسش : http://sina-sport.blogfa.com 

بازم میگم اومدین اونجا کامنت یادتون نره.


یه چند وقتیه از وقتی که محمد پروین اومده پرسپولیس ازش از بقیه ی بازیکنا بیشتر خوشم میاد . تا وقتی که جادوگر بود شده بود سلطان قلبم. (البته هنوز هم هست). ولی الان از محمد پروین و محسن خلیلی بیشتر خوشم میاد. به خاطر همین چند تا عکس ازشون واستون میذارم.

 


خب دیگه کامنت یادتون نره.

بای.

سه شنبه هفدهم شهریور 1388 |

پرسپولیس 1 - 1 اس اهواز

سلام ...............

خوبین ؟ چه خبر ؟ خوش می گذره ؟

از همین اول بگم اصلا حوصله آپ نداشتم . این آپ رو هم فقط چون قول داده بودم بعد بازی پرسپولیس و اس اهواز می کنم و همینطور برای اینکه دستی به سر و روی این وب کشیده باشم کردم.

خب چه خبر ؟ بازی چطور بود ؟

من که اصلا حال نکردم. بدتر حالم هم گرفته شد. البته فقط نیمه ی اولشو دیدم. نیمه ی دوم رو از رادیو گوش کردم.

یه موضوع دیگه ای هم که در بازی ضعیف پرسپولیس تاثیر داشت نبود تماشاگر تو آزادی بود که واقعا سوت و کور شده بود. من موندم اینا کی پرسپولیس رو جریمه کردن که بدون تماشاگر بازی کنه. ترسیدن که یه موقع اغتشاشگران و آشوبگران و خس خاشاک بیان شعار بدن بازی هم که پخش مستقیم بود و یه موقع رسوا شن. (رفتم تو بحث سیاسی). ولی چیکار کنم نمی تونم اینا رو نگم. وقتی می بینم همینطور جوونای مردم رو می زنن می کشن جیگرم آب میشه. تازه دیروز هم یه مطلب از همین جنایات تو یه وب خوندم نشستم یه ساعت گریه کردم. بعد از اون هم دیگه حال نداشتم بازی پرسپولیس رو ببینم. آدرسشو میذارم شما هم برین ببینین. ولی اگه اعصابتون خورد میشه نرین.

مژی جون با اجازت :

http://www.cloob.com/profile/memoirs/one/username/nahal_sa/memid/412324

 

 


۲۹مرداد پرسپولیس با پاس همدان بازی داره. یادتون نره نگاه کنین. بازی توی ورزشگاه مفتح همدان برگزار میشه.

امیدوارم پرسپولیس ۳ امتیاز این بازی رو بگیره

اینم عکسای بازی پرسپولیس و اس اهواز

میثاق هم خداییش گل کاشت. یکی دوبار بدجور به دادمون رسید. دستش درد نکنه.

 

نظر یادتون نره

شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 |

خداحافظی مهدوی کیا و هاشمیان از تیم ملی

به نام پروردگار یکتا

با درود بر مردم با فرهنگ و متمدن ایران در سراسر دنیا

در ابتدا با شما سخن می‌گویم که در همه حال و همواره حامی و پشتیبان تیم ملی و بازیکنان آن بوده اید و در تمامی پیروزی‌ها و شکست‌ها در کنار ما و در غم‌ها و شادی‌های یکدیگر شریک بوده‌ایم، با پیروزی‌های تیم ملی اشک شوق و با شکست‌ها گریسته‌اید.

تلاش برای سربلندی ایران و به وجود آوردن لحظات شاد و زیبا برای شما، از وظایف اصلی من و همبازیانم در طول این سال‌ها بوده است، اما از جهت شکست‌ها و لحظات بدی که در ذهن شما نشانده‌ایم، به نوبه خود از همه شما عذرخواهی می‌کنم و برای تک تک شما عزیزان آرزوی سلامتی و موفقیت در راه رسیدن به اهداف‌تان را دارم.

اولین باری که با پیراهن تیم ملی به میدان رفتم را فراموش نخواهم کرد و مدت حضورم در تیم ملی از بهترین زمان عمرم به حساب می‌آید، از آنجا که در عمل به جوانگرایی اعتقاد خاصی داشته‌ام و به همین دلیل از شرکت در بسیاری از بازی‌های ملی به خاطر حضور جوانان و تجربه‌اندوزی آنان، صرفنظر کرده‌ام، زمان را مناسب می‌بینم که برای همیشه از فوتبال ملی کناره گیری کرده تا این جوانان برومند و توانا در سال‌های آینده افتخارات بی‌شماری را برای ایران به ارمغان آورند.

آرزوی موفقیت می‌کنم برای تیمی که همیشه عاشقانه دوستش داشته‌ام و برای سربلندی‌اش تلاش کرده‌ام و از این به بعد عنوان هوادار و حامی، بازی‌های تیم ملی را دنبال خواهم کرد.

از مربیان عزیزم، بازیکنانی که در طول این سال‌ها در تیم ملی همبازی بوده ایم و همیشه از دوستان خوب من هستند، از تمامی عزیزانی که در طول این سال‌ها افتخار همکاری با آنها در تیم ملی را داشته‌ام، از مطبوعات و رسانه‌های ورزشی که همیشه سعی کرده‌ام احترام متقابلی بین ما باشد، از همه شما صمیمانه تشکر و قدردانی می‌کنم.

از تک تک اعضای خانواده‌ام، دوستان خوبم در سراسر دنیا که همواره مرا یاری کرده‌اند، از همسرم و دختر عزیزم که در طول این سال‌ها به علت حضورم در اردوها و مسابقات بیشتر اوقات را تنها بوده‌اند و سهم بزرگی در موفقیت‌های من داشته‌اند صمیمانه تشکر و قدردانی می‌کنم و در پایان بعد از هفته‌ها سکوت لازم می‌دانم که نسبت به دو نکته اظهار نظر کرده و بعد از این هیچ اظهارنظر و مصاحبه‌ای در مورد تیم ملی و فوتبال ایران انجام نخواهم داد.

اول آن که همه می‌دانیم با راه نیافتن تیم ملی به جام جهانی و حذف نمایندگان فوتبال ما از جام باشگاه‌های آسیا، زنگ خطر برای فوتبال ایران به صدا در آمده است.

از تمامی پیشکسوتان و اهالی فوتبال که در فوتبال این مملکت زحمت کشیده‌اند و دلشان برای فوتبال ایران می‌سوزد، درخواست می‌کنم دست به دست هم داده و با همت و تلاش و دور اندیشی شرایطی را به وجود آورید تا فوتبال ایران به جایگاهی که استحقاقش را دارد، باز گردد و از مسوولین فوتبال کشور و افرادی که به هر نحوی در اداره فوتبال ایران نقشی دارند، خواهش می‌کنم به جای نامه‌نگاری و پیگیری مسایلی که اصولا از وظایف آنها به شمار نمی‌رود، به دنبال اجرای طرحی منظم و دقیق و دراز مدت همراه با امکانات لازم برای فوتبال ایران باشند، به مانند دیگر کشورهای آسیایی که در فوتبال در حال پیشرفت هستند، تا در آینده شاهد شکوفایی و درخشش فوتبال ایران در سطح آسیا و جهان باشیم.

کلام آخرم خطاب به افرادی است که بازیکنان ملی را وطن‌فروش! خوانده‌اند:

شما با ارائه کدام مدرک و با چه جراتی به خود اجازه می‌دهید در مورد بازیکنان ملی این گونه قضاوت کنید.

بازیکنانی که در طول این سال‌ها با کوچک‌ترین چشم داشتی با تحمل اردوهای سخت و طاقت فرسا و فشارهای روحی و روانی ناشی از بازی‌های مهم و سرنوشت ساز ملی و تحمل دوری از خانواده‌هایشان، تنها به دنبال کسب افتخار برای وطن و مردم‌شان بوده‌اند و تلاش نموده‌اند در تمامی مسابقات آسیایی و جهانی و لیگ‌های معتبر اروپایی از اعتبار ایران و فوتبال ایران دفاع کنند.

بازیکنان ملی همه این تلاش‌ها را نکرده‌اند که حالا شما افراد اندک آنها را با این القاب ناشایست بخوانید.

توصیه می‌کنم، شب هنگام که سر بر بالین می‌گذارید، کمی به شرف و وجدان فکر کنید تا فردا روز قبل از بیان هر مطلبی این دو ارزش انسانی که در وجود هر انسانی باید پیدا شود، را مد نظر قرار داده و از این به بعد بازیکنان ملی را با القابی که شایسته آنهاست بخوانید.

کارنامه ما در راه به دست آوردن عزت و افتخار برای وطن و مردم دارای نمرات خوب و بد بسیاری است، اما هرچه هست روشن است، از شما تقاضا دارم با ارائه نام و کارنامه خود، به ما این افتخار را بدهید تا با ورق زدن کارنامه درخشان و زرین وطن پرستی‌تان، ما نیز مقداری بر وطن پرستی خود بیفزاییم، گر چه معتقدم مردم به خوبی بین ما وطن‌فروشان و شما وطن‌پرستان قضاوت خواهند کرد.

بازیکنان تیم ملی همیشه سعی کرده‌اند، نماینده شایسته‌ای برای مردم کشورشان باشند. از این رو در میادین جوانمردانه حضور پیدا کرده‌اند و تخلفات کمی را مرتکب شده‌اند، گر چه بسیاری از بازی‌ها را باخته‌ایم، ولی اخلاق را فراموش نکرده ایم.

در این دوره نیز تیم ما کمترین تخلفات را داشت و به عنوان کاپیتان تیم از تک تک بازیکنان متشکرم و از آنها دفاع می‌کنم.

لازم به ذکر است که بررسی تخلفات در بازی‌های بین‌المللی فوتبال فقط بر عهده فدراسیون فوتبال جهانی فیفاست و نه هیچ فرد و سازمان دیگری.

با آرزوی سلامتی و موفقیت برای همه ایرانیان.

 نامه ای که خوندید نامه ی خداحافظی مهدوی کیا از تیم ملیه

همچنین

وحید هاشمیان هم اعلام کرد، مایل است جای خود را در تیم ملی فوتبال کشورمان به جوان ها بدهد و برای این تیم آرزوی موفقیت کرد.
به گزارش وب سایت خبری هاشمیان، مهاجم تیم ملی فوتبال کشورمان در گفت و گویی با سایت شخصی خود اظهار داشت: "تیم ملی فوتبال کشورمان پتانسیل بسیار خوبی داشت، اما با بدشانسی و همچنین تعویض پی در پی کادر فنی از رسیدن به جام جهانی 2010 در آفریقای جنوبی بازماند. آرزوی من و سایر بازیکنان این بود که تیم ملی را به جام جهانی ببریم و با این کار دل مردم عزیز کشورمان را شاد کنیم، اما متاسفانه چنین نشد. اکنون در مقطعی قرار گرفته ام که ترجیح می دهم جوان ها جای مرا در تیم ملی بگیرند و امیدوارم تیم ملی فوتبال ایران در رقابت های آتی همواره موفق و پیروز باشد."
ستاره ایرانی تیم فوتبال بوخوم در ادامه به وضعیتش در این تیم اشاره کرد و افزود: "تمام سعی و تلاشم را بکار می بندم تا در ادامه دوران فوتبال خود با نام ایران و به عنوان یک ایرانی در تیم های خارجی بدرخشم. درحال حاضر بوخوم در اردوی آمادگی پیش فصل در سن گالن سوئیس حضور دارد. من هم نخستین جلسه تمرینی خود را با بوخوم دیروز (یکشنبه) برگزار کردم. البته به دلیل حضور در تیم ملی نتوانستم در اولین جلسات تمرینی تیم حضور داشته باشم."
هاشمیان در پایان افزود: "امیدوارم روزی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران شوم تا بتوانم تجربیات خود را در اختیار این تیم قرار دهم و حضور در جام جهانی که در زمان بازی یک بار موفق به انجام آن نشدم را به عنوان سرمربی به انجام برسانم."

 و حالا واکنش AFC به خداحافظی هاشمیان از تیم ملی :

سايت رسمي كنفدراسيون فوتبال آسيا در گزارشي در خصوص خداحافظي وحيد هاشميان مهاجم تيم ملي فوتبال ايران نوشت: «چند روز بعد از کناره گيري علي کريمي و مهدي مهدوي کيا، وحيد هاشميان نيز از بازي در تيم ملي خداحافظي کرد. مهاجم بوخوم روز دوشنبه درحالي که فقط دوهفته تا تولد34سالگي فاصله داشت، با اعلام بازنشستگي‌اش گفت که مي‌خواهد جايش را به جوان‌ترها بدهد. "براي تيم ملي آرزوي موفقيت مي‌کنم و مايلم جايم را به جوان‌تر‌ها بدهم"»

در متن گزارش سايت AFC آمده است:

«هاشميان آخرين بار در بازي ايران با کره جنوبي در سئول در پانزده دقيقه آخر به ميدان رفت. آن بازي با تساوي 1-1 به پايان رسيد و ساعاتي بعد با تساوي بدون گل عربستان و کره شمالي، ايران شانس صعود به جام جهاني 2010 را از دست داد.»

هاشميان در اين باره گفت: «تيم ملي ايران پتانسيل خوبي داشت اما، با بدشانسي و تعويض پي‌در‌پي کادر فني از رسيدن به جام‌جهاني در آفريقاي جنوبي بازماند. آرزوي من اين بود که تيم ملي را به جام‌جهاني ببريم و با اين کار دل مردم عزيز کشورمان را شاد کنيم، اما متاسفانه چنين نشد. اکنون در مقطعي قرار گرفته‌ام که ترجيح مي‌دهم جوان‌ها جاي من‌ را در تيم ملي بگيرند و اميدوارم تيم ملي فوتبال ايران در رقابت‌هاي آتي همواره موفق و پيروز باشد».

پيش از اين فدراسيون فوتبال ايران بعد از خبر خداحافظي مهدوي کيا و کريمي از تيم ملي اعلام کرده بود در صورت جدي بودن خداحافظي بازيکنان باسابقه، حتما براي آنها بازي خداحافظي برگزار مي‌کند.

هاشميان که بعد از جام ملت هاي 2000 لبنان تا بازيهاي انتخابي جام جهاني 2006 دور از تيم ملي بود، در بازگشت گل‌هاي حساسي زد و کمک مهمي براي صعود به جام جهاني داشت.

اينک جدايي او بعد از دو نام مطرح ديگر فوتبال ايران، تحولات اساسي را در تيم ملي ضروري به نظر مي رساند.

هاشميان درباره شرايط فعلي خود گفت: « تمام سعي و تلاشم را به‌کار مي‌بندم تا پس از اين با نام ايران و به عنوان يک ايراني در تيم‌هاي خارجي بدرخشم. درحال حاضر بوخوم در اردوي آمادگي پيش فصل در سن گالن سوئيس حضور دارد. من هم نخستين جلسه تمريني خود را با بوخوم يکشنبه برگزار کردم. البته به دليل حضور در تيم ملي نتوانستم در اولين جلسات تمريني تيم حضور داشته باشم».


بازگشت به تيم ملي؟
در ادامه اين گزارش آمده است: هاشميان که توانست بدون حضور در پرسپوليس و استقلال به بازيکن محبوبي تبديل شود، از اين حيث فوتباليستي متفاوت در فوتبال ايران شد. او که سابقه بازي در هامبورگ، بوخوم، بايرن مونيخ و هانوفر را دارد، حالا نگاه ديگري به آينده دارد و مي خواهد در زمينه مربيگري موفق باشد:

«اميدوارم روزي سرمربي تيم ملي فوتبال ايران شوم تا بتوانم تجربيات خود را در اختيار اين تيم قرار دهم و حضور در جام‌جهاني که در زمان بازي يک بار موفق به انجام آن نشدم را به عنوان سرمربي به انجام برسانم».



خب دیگه من برم .

راستی پنجشنبه ۱۵ مرداد یادتون نره :

پرسپولیس - مس کرمان

به امید پیروزی پرسپولیس

 

بای تا های

نظر فراموش نشه

جمعه نوزدهم تیر 1388 |

دو ماه دوری

سلام ...............................................

 خوبین ؟

چه خبرا ؟

ما رو نمی بینین خوش می گذره؟

خداییش ما که نبودیم یکی نیومد بگه این نادیا زندس مردس کجاس؟

 این چند روز یعنی این دو ماه فک کنم فقط مریم از حال و روز من خبر داشت.

نمرده بودم ها ولی تو اغما بودم.

حالا بهتون میگم که توی این مدت کجا بودم:

عرضم به خدمتتون درست دو روز بعد از بازی پرسپولیس و بنیادکار یه آپ خوشگل و مامانی با عکسای باحال واستون آماده کردم ولی گزینه ی ثبت موقت رو زدم تا روز بعد بذارمش تو وب ولی فرداش که اومدم  کامپیوتر رو روشن کنم دیدم که کامپیوتر غریبی می کنه و روشن نمیشه. خلاصه هر چی تلاش کردم روشن نشد که نشد. بعد مشخص شد که پاور کامپیوتر سوخته و باید پاورشو ببریم اونجایی که خریدیمش که با گارانتیش درستش کنن. خلاصه اونجا هم گفتن که باید بفرستیمش تهرون تا از اونجا درستش کنن. اونا هم فرستادن تهرون ما هم هر روز زنگ می زدیم شرکتشون که ببینیم اگه برگشته بریم تحویل بگیریم.حدود دو ماه گذشت و از این وسیله خبری نشد بعد دو ماه که مامی دوباره تلفن زد اونجا و اونا دوباره جواب منفی دادن اعصاب مامی جون ریخت تو هم و اونا هم گفتن ما خبر نداریم و معلوم نیست شاید گم شده باشه. و بعد گفتن شما می تونید بیاین اینجا و یکی دیگه بخرین. خلاصه ماهم رفتیم یه پاور دیگه گرفتیم و حالا هم که می بینین در خدمتتون هستم. ولی خیلی حیف شد چون موعد آپم گذشته بود و دیگه نتونستم واستون بذارمش و همینطور خیلی هم دلم واستون تنگ شده بود. تو این مدت پی بردم که واقعا معتاد کامپیوتر شده بودم. ولی از یه طرف هم خوشحال شدم که درست موقع امتحونا خراب شد و تونستم راحت تر درس بخونم. ولی شاید باورتون نشه اون اولاش هر وقت می خوابیدم همش کابوس کامپیوتری می دیدم.

خب دیگه چه خبرا. تو این مدت اونقدر اتفاقات افتاد که اصلا حوصله ی حرف زدن دربارشون ندارم چون هم تاریخ مصرفشون گذشته و هم اونقدر خودتون از اینجا و اونجا شنیدین و دیدین که دیگه گفتن از طرف من هیچ توفیقی رو حاصل نمی کنه. از انتخابات و وقایع قبل و بعد اون گرفته تااااااااااااااااا پرسپولیس و نقل و انتقالات و تیم ملی و قهرمانی برزیل و غیره.   

 این دو روزی هم که تازه دوباره اومدم تو اینترنت روز اول که فقط وقت کردم کامنت هارو بخونم. امروز هم که آپ کردم و پست های جدید شماهارو خوندم و فردا هم احتمالا فقط وقت کنم واسون کامنت بذارم.

دیگه حرفی ندارم فقط اومده بودم که بگم زنده ام و فقط کامپیوتر خراب شده.


این شعر رو هم خیلی دوست داشتم که امسال تحقق می یافت ولی اشکال نداره ایشالا واسه فصل بعد.

تو دنیای زمین و تـــــــــوپ رنــــــــــــگی
یه پرسپــــــــــــــولیس داریم به چه قشنگی

اســــــــم قشنگش روی تخت جمشــــــــــید
از اون قدیم ندیـــــــــــما می درخشیــــــــد

رنگ آتیش غیــــــــرت پیــــــرهنـــــــش
میاره افتخــــــــــــــــــار واســـــــه میهنش

طرفداراش ســـــــر به فلــــــــک می کشن
عاشـــــق رنـــــــــــگ مث آتیشــــشـــــن

دفاع محکمـــــــــش مث یـــــه سّـــــــــــده
هـــــــر کســــــی از جونش نـــــذاره، ردّه

دروازه بانــــــاش مث پادشاهــــــــــــــــن
شاهینـــــــــــن و بدون اشتباهـــــــــــــــن

آقای گل همیشـــــــه از قــــــــرمـــــــزاس
حساب سرخ ازهمـــــــه ی لیـــــگ جداس

یه پرسپــــــولیسه با یه دنیـــــــــا عـــاشـق
یه دشت غـــــــرق گلای شقـــــــــــــــــایق

قصّه ی سُـــــــرخا پُر افتـخــــــــــــــــــاره
از بس که گل زدن همـــــــش بـــــــــــهاره

هر کی که پرسپـــــــولیس و خوب شنـاخته
واسش ترانــــــــــه خونده یا که ساخـــــــته

تیم بزرگمــــــــــــــــــون از اون قدیـــــــما
ســـــــر بوده از قوی ترین تیـــــــــــــــــما

حرف قشنگــــــــــــش بشه هر زمــــــانی
می پیچه عطـــــــــــــر خوش قهـــــرمانی

یه ســـــر و گردن از همــــــــــــــــه بهتره
پرسپـــــــــــــــــــــــولیس از تموم تیما سره

تو تاریخـــــــــــــــش اسمای نامــــی داره
هر جای دنیـــــــــــــــا بری حامــــی داره

سنگم از آسمـــــــــــــــــون بیاد هــــوادار
می یاد به عشق بـــردن یه دیــــــــــــــدار

ما تیم صـــــدر جدولیــــــــم همیشــــــــــه
خدا می دونه قهــــــــرمان کی میشـــــــــه

هر جا که پرسپـــــــــــولیس می شه برنده
میشکفـــــه کلّـــی گل سرخ خنــــــــــــــده

به غیــــــــــــرت بازیکناش می نـــــــازه
فردا رو با تعصّبش می ســـــــــــــــــــازه

امسال دیگه فاتــــــــــح هر دو جامــــــــه
کار تمام حریفــــــــــــــــــــــــاش تمـــامه

اسیــــــــــــــر ناداوریا نمـــی شـــــــــــه
بـــــــــاز اوّله،دُرُس مث همیشـــــــــــــه

از تیمِمون می خوایم که با اقــــــــــــتدار
بره روی سکّـــــــــوی یک افتخـــــــــار

یه پرسپــــــــــــــــولیس و یه عالمه ستاره
که کلّی عاشقــــــــــم هواشــــــــــــو داره

الهـــــــــــی قهــــــــرمان عالم بشــــــــه
سایه ی باختــن از سرش کم بشـــــــــــه

امسال به هیــــــــچ کس امتیاز نمـــی ده
پرونـــــــــــده ی تساویشم سفیــــــــــــده

باتشویقـــــــای گرم و لطــــــــــف خــدا
امسال می شه قهــــــــرمان آسیــــــــــــا

پرسپــــــــــولیس امسال همه رو می بره
نشـــــــــون می ده که همیشــــــه سروره

عشقش تو قلبمـــــــون همیشــــــه زندس
قــــــــــــرمز ما هر جا باشــــــه برندس

تقویم لیـــــــگ و هر کی می نویســـــــه
بدونه که جام مال پرسپـــــــــــــــــولیسه

در پایان سرخ دل بمونید عاشق بمونید پرسپولیسی بمونید.

راستی کامنت یادتون نره

شنبه سیزدهم تیر 1388 |

only perspolis

سلام.................................

سرتونو درد نمیارم و یه راست میرم سراغ اصل مطلب.

پرونده ی لیگ هشتم هم بالاخره بسته شد. یکی راضی بود. یکی ناراضی. یکی رفت دسته ی یک . دیگری اون بالا بالاهای لیگ برتر.

بقیه رو کاری نداریم . در مورد تیم خودمون حرف می زنیم. پرسپولیس

قبول داریم که توی این لیگ خیلی خوب ظاهر نشدیم. اینو هم می دونیم که بچه های تیم واقعا تلاش خودشونو کردن. ما هوادارا هم تا تونستیم حالا به روش های مختلف از تیممون دفاع کردیم. ولی توی این لیگ یه سری عوامل دست به دست هم دادن و باعث شدن پرسپولیس این فصلو با ناکامی پشت سر بذاره. از مهم ترین عوامل هم تغییر سرمربی و رفتن قطبی بود.

دیگه گله ای نداریم چون می دونیم زمان رفته دیگه قابل برگشت نیست.

ولی بازم اینو می گیم: پرسپولیس اول بشی آخر بشی دوست داریم.


 روز یکشنبه هفته ی آخر لیگ بود که پرسپولیس با راه آهن شهر ری بازی داشت و نتیجه دو بر صفر به نفع پرسپولیس به پایان رسید.

نتیجه ی این بازی برای هیچ یک از هر دو تیم مهم نبود.

نمی دونم چرا این فصل پرسپولیس بازی های حساسشو خراب می کرد و اونایی رو که اصلا مهم نبودن رو خیلی راحت پیروز می شد.

به هر حال دیگه هیچی برام مهم نیست و تنها دعایی که می تونم واسه پرسپولیس کنم اینه که در آینده موفق شه.


قهرمان این فصل رقابت ها استقلال شد که اصلا علاقه ای ندارم در موردش صحبت کنم. فقط اینو می تونم بگم تیمی که با تفاضل گل قهرمان بشه به درد................هم نمی خوره.   


تا یادم نرفته بازگشت افشین امپراطور رو به ایران تبریک میگم وبرای ایشون موفقیت همراه با صعود به جام جهانی رو آرزومندم.

 

ضمنا قطبی در کنفرانس مطبوعاتی خود گفت: کریمی یکی از بازیکنان مطرح است و تیم ملی برای صعود به او نیاز دارد.


 فردا (پنجشنبه دهم اریبهشت ۸۸ ) پرسپولیس در جام حذفی ساعت چهار با سپاهان بازی داره.

این بازی در ورزشگاه آزادی و به قضاوت محسن ترکی برگزار خواهد شد.

بازی بعد پرسپولیس هم در جام قهرمانان آسیا ۱۶ اردیبهشت برگزر میشه.

به امید پیروزی پرسپولیس در این دو بازی و بازی های بعد.


دیگه صحبتی نیست اگه حوصله و وقت داشتین نظر یادتون نره اگرم نه که :

عاشق بمونید سرخ دل بمونید  پرسپولیسی بمونید

دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 |

پرسپولیس یه تیم پر از دلیران

 

سلام

من اومدم

که پیروزی پرسپولیس رو یکم دیر بهتون تبریک بگم.

خداییش حال کردین بازی رو.

هر کدوم از بازیکنا یه جورایی داشتن گل می کاشتن.

من که همه جوره حال کردم. پرپسپولیس داره میشه همون پرسپولیس قهرمان گذشته. 

محسن خلیلی هم بالاخره با کمک کریمی تونست یه گل بزنه و پاش به گلزنی باز شه.

به امید گل های بعدی خلیلی و بقیه در بازی با استقلال اهواز و بازی های بعد.

استقلال قهرمان هم که به قول پرسپولیسی ها     پررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر

اینم عکسای پرسپولیس با پیکان. بقیه رو هم می تونید تو ادامه مطلب ببینید و لذت ببرید.

 

اینی که می بینید نامبر وان پرسپولیسه

 

این هم از عکسا. امیدوارم خوشتون اومده باشه.

توی این بازی فقط جای دو نفر خالی بود . کریم باقری و رحمان رضایی که اگه اونا هم بودن دیگه یه تیم کامل و بدون نقص داشتیم.

روز پنج شنبه (یعنی فردا) ۲۷ فروردین هم ساعت ۱۷:۱۵در ورزشگاه تختی اهواز پرسپولیس با اس اس اهواز بازی داره که امیدوارم تیم با تموم تلاش موفق شه و اس اس اهواز رو ببره و پیروز از زمین بیرون بیاد.  

این عکس رو هم که می بینید عکس تمرین روز یکشنبه سرخپوشان قبل از بازی با الغرافه بوده که چون خودم خیلی از این عکس خوشم اومد برای شما هم گذاشتم.

خب دیگه فعلا بای.  

 


ادامه مطلب

چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 |

The best

 

اینا عکسای کسانی هستن که تو بازی قبلی گل زدن.

تو آپ قبلی نتونستم بذارم.

البته عکس نیکبخت رو از و وب مهدی کش رفتم. ( با اجازه ی آقا مهدی)

و این هم عکس علیرضا حقیقی بهترین دروازه بان

یه عکس هم از بهترین تیم دنیا  شیاطین سرخ آسیا

 

شنبه بیست و دوم فروردین 1388 |

پرسپولیس ایران3-1الغرافه قطر

 

سلاااااااااااااااااااام . خوبین؟

 

منم خوبم.

 

از این بهتر نمیشه.

 

سه شنبه که روز شانسم بود استقلال باخت

چهارشنبه هم که روز بدشانسیم بود تبدیل به روز شانسم شد.

البته من که بازی رو ندیدم. فقط به ۵دقیقه ی آخرش رسیدم. ولی با همون ۵ دقیقه هم فهمیدم پرسپولیس واقعا ترکونده.

آفرین به نیکبخت زارع توره ودیگر بچه های تیم که باعث شدن یه برد ارزشمند نصیبمون شه.

علیرضا حقیقی (عشق من) هم که دیگه واقعا نمی تونم در موردش صحبت کنم.


 نتایج بازی های دیگر نماینده های کشورمان

 صبای ایران۰-۲پاختاکور ازبکستان

سپاهان ایران۲-۲بنیادکار همون جا (نمی دونم مال کجا بود)

استقلال ایران۰-۱همون جای قطر (بازم نمی دونم چه تیمی بود)


 خلاصش کنم اینکه همه ی تیم های دیگه گند زدن. فقط پرسپولیس حال داد بهمون.

 از یه لحاظ هم خیلی خوب شد اینکه یک کم از غرور این استقلالی ها هم کم شد.

 

خب دیگه من فعلا میرم ولی بازم برمی گردم. فقط شوق داشتم که بیام و هر چه زودتر پیروزی رو بهتون تبریک بگم.

 

عاشق بمونید

 

بای

 

 

 

پنجشنبه بیستم فروردین 1388 |

تولدم مبارک

سلام خوبین ؟

چه خبرا ؟ با باخت های پرسپولیس چیکار می کنین؟

ماکه داریم باهاشون می سازیم شما چی ؟

اصلا اونو بی خیال اجازه بدین اول یکم انرژی مثبت واستون ارسال کنم تا بعد هم خدا بزرگه....

آقاجون ما از همون اول تصمیم گرفتیم توی این لیگ هیچ تیمی رو نبریم. آخه گفتیم گناه دارن . بالأخره هم وطنی گفتن ایرانی گفتن. ما که دیوونه نیستیم بیایم هم وطنامونو ببریم. به جاش می ریم تو جام قهرمانان آسیا تیم های بیرون مرز رو می بریم و واسه ایران افتخار کسب می کنیم. (به این میگن نوعی   کم آوردن البته من کم آوردم ها . خدا نکنه شما هیچ وقت کم بیارین. ) تازه یه دلیل دیگه هم داره که ما تیمای ایرونی رو نمی بریم. دلیلش هم اینه که تیم های ایرونی در حدی نیستن که ما بیایم و ببریمشون. آخه خداییش استقلال چیه که ما بیایم این همه انرژی مصرف کنیم که به استقلال یا دیگر تیم ها گل بزنیم. خب دیگه انرژی مثبت ها رو تحویل گرفتین؟ بسه دیگه حالا بریم تو عمق ماجرا........


میگم ها این وینگادا یکی دو روز پیش قبل بازی گفته بود ما همه ی بازیکنا رو برای بازی مقابل صبا در اختیار داریم. پس کریمی و زارع کجا بودن ؟ نکنه وینگادا اونارو جزء بچه های تیم حساب نمی کنه...

همین دیگه. چیز دیگه ای ندارم واسه باختمون بگم.

امشب هم که استقلال ساعت هشت و نیم بازی داره. احتمالا ببازه آخه امروز روز شانس منه.

فردا هم پرسپولیس بازی داره (روز بدشانسی من)که نمی دونم ساعت چنده. برام هم مهم نیست آخه می دونم بازی تو ورزشگاه آزادیه و بعدازظهر برگزار میشه. منم که مدرسه ام(میگم روز بدشانسیمه همینه دیگه). اون طوری هم که من از اخبار شنیدم  هیچ کدوم از بازیکن های خوبمون نیستن. در هر صورت تو دلتونو خالی نکنم و امیدوارم ببریم.

یه چیز دیگه: واقعا متأسفم واسه فدراسیون فوتبال. یه آدم حسابی نبود که اینا اومدن یه نفر بدتر از دایی رو گذاشتن سرمربی تیم ملی. واقعا خنده داره.


حالا از اینا گذشته یه چیزی بهتون بگم. روز ۱۴ فروردین (یعنی چند روز پیش) تولد من بود که خودم هم با تأخیر به خودم تبریک میگم.  

عاشق بمونید.  لطفا نظر هم یادتون نره.

 

 

سه شنبه هجدهم فروردین 1388 |



سلام من نادیا هستم. متولد 14 فروردین 73 . این وبلاگ رو واسه دل خودم و عشقی که به پرسپولیس دارم ساختم.
و در پایان امیدوارم با نظراتون منو یاری کنید تا بتونم در وبلاگ لحظات خوبی رو واستون رقم بزنم.



فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
viva enrique Maryam Joon
نگین سرخ آسیا........ سرور کل تاجیا(مهدی پرسپولیسی)
عاشقان پرسپولیس (شیوا و محسن پرسپولیسی)
Ronaldo87 Kosar joon
sarab-f Mahsa joon
آوای سکوت (محمدرضا)
CNN SPORT (رسول خان)
پرسپولیس قهرمان (محمد ساعد)
دنیای دانلود ام لاس
۩ برای مهرزاد دوست داشتنی ۩
جدیدترین اخبار ورزشی (سینا)
۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞
پت و مت - The secret
ایران سبزم....پرسپولیس رویاهایم.... (مژی جون)
photo (سینا)
قالب وبلاگ


Designed By ParsTheme